دو روزه ديگه ميشه يك سال
يك سال كه تورو دارم:))
چقدر خوب بود اين يك سال..
+٢٤ دي بود،حدود ساعت ١١صبح
توي كوچه ي كارگاه وايساده بوديم
گفتي ميخوام به چيزي بگم كه بايد تو بغلم باشي
بغلم كردي،سرم پايين بود داشتم سكته ميكردم
گفتي فك ميكني ميتوني خيلي دوسم داشته باشي
گفتي فك ميكني منم ميتونم خيلي دوستت داشته باشم
گفتي فكرامو بكنم و بهت خبر بدم.
دوستت دارم
درست فكر كرده بودي
خيلي دوستت دارم.
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی
عزاداري و غصه بسه براي همه چيز
از امروز خودمو جمع و جور ميكنم
اين قول و قراره اين هفته با خودم!
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی
اتاق رو جمع ميكنم و ميرم دانشگاه
فردا رو از صبح زود ميشينم پاي كانسپت و قطعا تا شب همه ي كارهاش رو كردم
پنج شنبه رو هم خورده ريز كارهامو انجام ميدم و ميرم سراغ كارهاي يكشنبه
اينجوري خوبه فكر كنم.
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی
١٤ روز ديگه تولدمه
يني ميخواد چيكا كنه؟اگه خوشحال نشم چيكا كنم؟
كاش حداقل كارگاه داشتيم تا اون روز.
+دوسش دارم دوسش دارم دوسش دارم.
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی
داره رانندگي ميكنه
زل زدم بهش
حرف ميزنه
نميشنوم
نوره چراغ قرمز افتاده توي صورتش
قلبم تند ميزنه
به خودش مياد ميبينه زل زدم بهش
ميخنده ميگه اينجوري نگام نكن عوضي
نميتونم نگاش نكنم
جريان عشق بين ماست
فقط توي اين لحظه
و فقط پشته همين چراغه مسخره روي ورودي پل
عاشقشم همينجا و همين ساعت.
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی
امروز به اين فكر كردم كه دلم ميخواد باقي عمرمو تو آمريكا زندگي كنم
و خب حتما ميرم يه روز.
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی
دارم ماهو نگا ميكنم
دارم انرژيمو ميفرستم براي اوني كه زل زده به ماه و بايد جرقه ي عشقو بفهمه
بريد گمشيد اشكاي مزاحم
ميخوام ماهو ببينم.
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی
فردا تولدمه
الان كناره هم دراز كشيديم
توي كيش
همه چي روال تر از چيزيه كه فكرشو ميكردم
تولدت مبارك عزيزم..
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی
خدايا كمك.
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی
اينو بايد اينجا مينوشتم تا وقتي كه يا اون يا من يادم بياد.
نرگسم حتما معشوقه اي بوده كه ولم كرده يا مرده:)
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی
حسه خوبي ميگيرم از اونجا
اونروز كه مثله هميشه دمه پنجره نشسته بوديم ديدم اسمه كوچه اي كه روبروشه "نرگــسِ"
ازم پرسيد زل زدي به چي؟
گفتم نوشته نرگس..
گفت درست ميشه
گفتم نه نميخوام درست شه فقط دلم تنگ ميشه
همين.
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی
اينبار ابيانه
عشق اتفاق افتاده؟
هنوز نه!
عشق اتفاق مي افته؟
كاش..
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی
روزها روي دوره تند افتادن انگار
كلافه ام
گاهي هم خسته ميشم از حرص خوردن
شبيه يه دستمال كاغذي كه نه تميزه نه كثيف
چروك شده فقط
نميدوني بندازيش دور يا از نو تاش كني
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی